ارسال در تاريخ ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ توسط مامان مريم موضوع:
پسرم تنبل نباش
سلام عزيز دل بهترينم سلام ميدونم الان نميتوني جوابمو بدي اخه تو خواب ناز تشريف داري نميدونم مامانو خواب ميبيني يا نه لطفا خواب منو ببين دوسم داشته باش باشه ماماني يه دونه من ماماني كم كم داره 6 ماهه ات پر ميشه و دغدغه هاي فكري من بيشتر ميشن از خدا ميخوام هميشه همراهيم كنه اخه ميخوام مودب بار بياي با ادب باشي از اين بچه هاي لوس نباشي دوس دارم همه بگن خدا بيامرزه باباشو كه اينجوري بچه اش رو تربيت كرد خوب بايد با شخصيت باشه از همه اينا مهمتر اهل دل باشي خداشناس ارزومه مامان نماز خون و روزه گير باشي به خاطر رضاي خدا تلاش كني اينجوري موفق ميشي انشاالله گل پسرم نينو مامان خيلي دوست دارم.
ناناز من امشب چشات پر خواب بود مويرگاي چشات قرمز قرمز بودن اما نميخوابيدي اما بلاخره ساعت 11 خوابيدي عزيزم اين روزا خيلي گل شدي اينقده ميگي بابا با بابا اما نميگي ماما راستي خيلي مخكم ميكوبي به شكمت همين كه ميگم پق ميري زير خنده عزيزم نميخوام تعريف كنم اما خدا رو شكر تو ي سنت تو همه زمينه از همه سري نازي خوش رو خوش اخلاق و....
ميدوني چيه دوس دارم بزرگ شدي با من باشي راحت باشي دوس باشي درد دل كني ميدوني چيه رفيق صميمي شيم جيجلتو نفس الا خاله زهرا و دايي محمد كنارمن و خاله فاطمه ام خونمونه داره زمزمه ميبينه منتظر ساعت 1 شه و روياهاي شيشه اي ببينه خوب اينجوريه ديگه باباهم سر كاره قراره بياد و بره عزيزم بزرگ شدي محبت هاي بابا رو فراموش نكن اون خدايي بي نظيره تو همه زمينه خيلي خيلي تلاش ميكنه كه اينده من و تو درخشان باشه بايد قدرشو بدوني يادت نره مامان چي ميگه دوت دارم بايد برم به كارام برسم الهي برم تصدق يهدونم شب خوش ناناز
1390.09.29
ناناز من امشب چشات پر خواب بود مويرگاي چشات قرمز قرمز بودن اما نميخوابيدي اما بلاخره ساعت 11 خوابيدي عزيزم اين روزا خيلي گل شدي اينقده ميگي بابا با بابا اما نميگي ماما راستي خيلي مخكم ميكوبي به شكمت همين كه ميگم پق ميري زير خنده عزيزم نميخوام تعريف كنم اما خدا رو شكر تو ي سنت تو همه زمينه از همه سري نازي خوش رو خوش اخلاق و....
ميدوني چيه دوس دارم بزرگ شدي با من باشي راحت باشي دوس باشي درد دل كني ميدوني چيه رفيق صميمي شيم جيجلتو نفس الا خاله زهرا و دايي محمد كنارمن و خاله فاطمه ام خونمونه داره زمزمه ميبينه منتظر ساعت 1 شه و روياهاي شيشه اي ببينه خوب اينجوريه ديگه باباهم سر كاره قراره بياد و بره عزيزم بزرگ شدي محبت هاي بابا رو فراموش نكن اون خدايي بي نظيره تو همه زمينه خيلي خيلي تلاش ميكنه كه اينده من و تو درخشان باشه بايد قدرشو بدوني يادت نره مامان چي ميگه دوت دارم بايد برم به كارام برسم الهي برم تصدق يهدونم شب خوش ناناز
1390.09.29
ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۹ آبان ۱۳۹۰ توسط مامان مريم موضوع:
مومول مامان
سلام نينومامان
گل پسر اميد وار هميشه خوب و خوش باشظي مثل همين روزا
روز ها و روزها در گذرند و تو همچنان با ما همسفر زندگي هستي عزيزم الان تو 4 ماهه هستي قربونت برم گفتم تا خوابي بيام برات بنويسم امروز سه شنبه 19 مهر سال 90 ساعت 10 صبح هستش و من همچنان تا 5 دقيقه پيش كنار تو تو تختمون خواب بودم راستش امروز صبح كلاس انديشه داشتم اما چون سر و وضعم نا مرتب بود نرفتم كلاس خوب اميدوارم تو هم به شادي بزرگ شي بري دانشكده پزشكي من دوس دارم تو پزشك شي اين علاقه منه اما خود تو در الويت هستي هر چي دوس داشته باشي.
سرم داره درد ميكنه نميدونم چمه حالم گرفته اس راستي دور از جونت ماماني هفته گذشته عمه ام رحمت خدا رفت راحت شد آخه 1.2ماه توي بيمارستان بستري بود راحت شد ديگه براش كلي ناراحت شدم خوب قند عسل مثه اينكه بيدار شدي بيا اها اومدي تو بغلم الان يه دسي دارم تايپ ميكنم بووووووووس دوست دارم نينو ماماني دارم برات شعر ميخونم يه روز اقا خرگوشه اومد ش توي كوچه و...
عزيزم الان خاله زهرا پيش من و تو مونده از تو نگهداري كنه همراه با من تو روزايي كه من كلاس دارم اون از تو نگهداري ميكنه ببين بي ادب با ناخنات بينيتو زخم كرديبي تي ادب ....
ماماني خيلي دوست دارم اما بايد برم به كارام برسم فعلا باي
بوووووووووووس دوست داريم ما
گل پسر اميد وار هميشه خوب و خوش باشظي مثل همين روزا
روز ها و روزها در گذرند و تو همچنان با ما همسفر زندگي هستي عزيزم الان تو 4 ماهه هستي قربونت برم گفتم تا خوابي بيام برات بنويسم امروز سه شنبه 19 مهر سال 90 ساعت 10 صبح هستش و من همچنان تا 5 دقيقه پيش كنار تو تو تختمون خواب بودم راستش امروز صبح كلاس انديشه داشتم اما چون سر و وضعم نا مرتب بود نرفتم كلاس خوب اميدوارم تو هم به شادي بزرگ شي بري دانشكده پزشكي من دوس دارم تو پزشك شي اين علاقه منه اما خود تو در الويت هستي هر چي دوس داشته باشي.
سرم داره درد ميكنه نميدونم چمه حالم گرفته اس راستي دور از جونت ماماني هفته گذشته عمه ام رحمت خدا رفت راحت شد آخه 1.2ماه توي بيمارستان بستري بود راحت شد ديگه براش كلي ناراحت شدم خوب قند عسل مثه اينكه بيدار شدي بيا اها اومدي تو بغلم الان يه دسي دارم تايپ ميكنم بووووووووس دوست دارم نينو ماماني دارم برات شعر ميخونم يه روز اقا خرگوشه اومد ش توي كوچه و...
عزيزم الان خاله زهرا پيش من و تو مونده از تو نگهداري كنه همراه با من تو روزايي كه من كلاس دارم اون از تو نگهداري ميكنه ببين بي ادب با ناخنات بينيتو زخم كرديبي تي ادب ....
ماماني خيلي دوست دارم اما بايد برم به كارام برسم فعلا باي
بوووووووووووس دوست داريم ما
ادامه مطلب...
سلام گمپه گلم
پسرم روزها دارن سپري ميشن و منو بابا از با تو بودنلذت بيشتري ميبريم تمامي افكارمون شده آينده تو گل پسر گل پسرم ببخش كه دير دير برات مينويسم آخه سر گرم نگهداري تو هستيم ميگم تو هستيم آخه چون مادر جونم (س)كمكم ميكنه امروز كه دارم اينو مينويسم تو 72 روزه شدي الانم رو تخت مامان بابا بغل دستم خوابيدي و منم دارم گفته هامو برات تو گوشيم تايپ ميكنم راسي يادته گفتم عروسي عمو مجيد تو راههآره عروسي شد و الان و الانم ماهه رمضونه بزرگ شدي ميدوني ماهه رمضون چه ماه مباركيه .
الان ميخوام يه عكس ازت بگيرم كه ببيني چه طوري خوابيدي داري زيادي غل ميخوري اينم از عكس واي گل پسرم اين هفته قراره تو رو به سنت پيغمبر ختنه كنيم . منم گريه ميكنم آخه ميترسم تحمل ندارم ببينم چجوري گريه ميكني گناه داري عزيزم قربونت برم ماماني ميدونسي خيلي دوس داشتني هسي واي واي تو رو خدا بيدار نشو هيچي ديگه بيدار شدي خوب قشنگم من دارم ميرم به تو برسم بعدا بر ميگردم دوست دارم عزيزي
بوسسسسس
پسرم روزها دارن سپري ميشن و منو بابا از با تو بودنلذت بيشتري ميبريم تمامي افكارمون شده آينده تو گل پسر گل پسرم ببخش كه دير دير برات مينويسم آخه سر گرم نگهداري تو هستيم ميگم تو هستيم آخه چون مادر جونم (س)كمكم ميكنه امروز كه دارم اينو مينويسم تو 72 روزه شدي الانم رو تخت مامان بابا بغل دستم خوابيدي و منم دارم گفته هامو برات تو گوشيم تايپ ميكنم راسي يادته گفتم عروسي عمو مجيد تو راههآره عروسي شد و الان و الانم ماهه رمضونه بزرگ شدي ميدوني ماهه رمضون چه ماه مباركيه .
الان ميخوام يه عكس ازت بگيرم كه ببيني چه طوري خوابيدي داري زيادي غل ميخوري اينم از عكس واي گل پسرم اين هفته قراره تو رو به سنت پيغمبر ختنه كنيم . منم گريه ميكنم آخه ميترسم تحمل ندارم ببينم چجوري گريه ميكني گناه داري عزيزم قربونت برم ماماني ميدونسي خيلي دوس داشتني هسي واي واي تو رو خدا بيدار نشو هيچي ديگه بيدار شدي خوب قشنگم من دارم ميرم به تو برسم بعدا بر ميگردم دوست دارم عزيزي
بوسسسسس
ادامه مطلب...
سلام پسرم خوبي گل پسر ؟... البته جوابو. ميدونم آره ميدونم كه خدارو شكر خوبي قند عسل امروز 50 روزه كه با مامان و بابا همسفر شدي اومدي پيش ما و شادي رو آوردي راستي امروز جمعه اس و 5شنبه كه ميادش عروسي عمو مجيده اين روزا حسابي خوش ميگذره نا گفته نماند به تو هم كه بد نميگذره چون به هر سازي ميزني ما هم ميرقصيم چيكار كنيم ديگه ما مخلصتيم..
الان كه دارم مينويسم برات طبقه پايين خونه آقا جون اينا با خاله زهرا عمه افسانه هستي آخي جونم عمو مسعود داره صدام ميزنه ميگه بيا پايين به سامان جون شير بده منم گفتمش كه بيارينش بالا پس چند لحه صبر بده من بهت شير بدم بر ميگردم ...
الان كه دارم مينويسم برات طبقه پايين خونه آقا جون اينا با خاله زهرا عمه افسانه هستي آخي جونم عمو مسعود داره صدام ميزنه ميگه بيا پايين به سامان جون شير بده منم گفتمش كه بيارينش بالا پس چند لحه صبر بده من بهت شير بدم بر ميگردم ...
ادامه مطلب...
سلام سامي جون ميخوام برات هر چيزي رو كه تو اين چهل روز گذشت بگم.
بالاخره پس از نه ما 12 خرداد به دنيا اومدي مامانم سزارين شد كلي درد كشيد اما خدارو شكر سالم به دنيا اومدي ساعت 9.30 دقيقه صبح مامان سزارين شد و 11.30 دقيقه از اتاق وارد بخش شد مامان و سامان 2 روز زو تو بيمارستان گذروندن خيلي سخت گذشت خيلي درد داشتم روز سوم كه اومديم خونه رفتيم خونه آقا جون پسر گلم بعد از 5 روز زردي گرفت يادش نبخير عزيزم تقريبا 8 روز زير دستگاه بودي خيلي سخت گذشت چشمام درد گرفت عزيزم تو هم نمي تونستي زير دستگاه بموني خيلي گريه ميكردم غصه ميخوردم خيلي دوست دارم نميدوني چقدر ناراحت ميشم ياد اون روزا ميافتم.خلا صه بعد از 16 روز اومدي خونه خودمون خدارو شكر لا اقل بهتر شده بودي اما هنوزم چشات كمي زردي داره اما عمو مجيد ميگه مشكلي نداره خوب ميشي عزيزم شبا نمي خوابي تا4.30 صبح گمونم به بابا رفتي مامان خيلي خسته ميشه اما در عوض روزا رو خدارو شكر خوابي عزيزم همه دوست دارن خيلي خيلي خاله آسيه هر جمعه به شوق تو ميادش شيراز و تو اين 2 هفته اخير خاله زهرا با مدينه جون اومدن خونه خدارو شكر لا اقل اونا به دادم ميرسن تو اين 2 هفته من تا 2 نيمه شب بيدار نميمونم مابقي رو دوش خاله زهرا ميموني اينقدر پرت ميده كه تا ساعت 4 بخوابي اونم حسابي خسته ميشه امه به عشق تو چيزي نميگه گفتم كه همه عاشقتن پسر رويايي من.
قند عسل بعضي شبا كه تنهام مامان بزرگ ميره خونه خودشون بي تابي ميكني منو بابا تا صبح تو خيابونا پرت ميدم خودمون بچه داريم سخته ها ؟...بعد كه خوابت ميبرههمين كه رسيديم در خونه از ماشين پياد ميشيم روز از نو روزي از نو بيدار ميشي اما چ.ن ميگذرد غمي نيست.
قند عسل ميدوني خيلي خوشكل و زيبا هستي امروز 4.800كيلو گرم بودي قدتم 58 س.م بود نازنين مريم دوست دارم اما هنوز ختنه نشدي دلم ميسوزه ميگم گناه داري آخي نازي اما ايراد نداره بايد بشي گل من ...
امروزو به خاطر چله مهمون داريم آقاجون اينا اما آقا جون نيسش رفته سر كار .ناناز ديگه وقتتو نميگيرم آخه مامانم داره صدام ميزنه خوب بخوابي پسر گلم اشا الله زود بزرگ شي و داستانهاي مامانو ببيني.
بالاخره پس از نه ما 12 خرداد به دنيا اومدي مامانم سزارين شد كلي درد كشيد اما خدارو شكر سالم به دنيا اومدي ساعت 9.30 دقيقه صبح مامان سزارين شد و 11.30 دقيقه از اتاق وارد بخش شد مامان و سامان 2 روز زو تو بيمارستان گذروندن خيلي سخت گذشت خيلي درد داشتم روز سوم كه اومديم خونه رفتيم خونه آقا جون پسر گلم بعد از 5 روز زردي گرفت يادش نبخير عزيزم تقريبا 8 روز زير دستگاه بودي خيلي سخت گذشت چشمام درد گرفت عزيزم تو هم نمي تونستي زير دستگاه بموني خيلي گريه ميكردم غصه ميخوردم خيلي دوست دارم نميدوني چقدر ناراحت ميشم ياد اون روزا ميافتم.خلا صه بعد از 16 روز اومدي خونه خودمون خدارو شكر لا اقل بهتر شده بودي اما هنوزم چشات كمي زردي داره اما عمو مجيد ميگه مشكلي نداره خوب ميشي عزيزم شبا نمي خوابي تا4.30 صبح گمونم به بابا رفتي مامان خيلي خسته ميشه اما در عوض روزا رو خدارو شكر خوابي عزيزم همه دوست دارن خيلي خيلي خاله آسيه هر جمعه به شوق تو ميادش شيراز و تو اين 2 هفته اخير خاله زهرا با مدينه جون اومدن خونه خدارو شكر لا اقل اونا به دادم ميرسن تو اين 2 هفته من تا 2 نيمه شب بيدار نميمونم مابقي رو دوش خاله زهرا ميموني اينقدر پرت ميده كه تا ساعت 4 بخوابي اونم حسابي خسته ميشه امه به عشق تو چيزي نميگه گفتم كه همه عاشقتن پسر رويايي من.
قند عسل بعضي شبا كه تنهام مامان بزرگ ميره خونه خودشون بي تابي ميكني منو بابا تا صبح تو خيابونا پرت ميدم خودمون بچه داريم سخته ها ؟...بعد كه خوابت ميبرههمين كه رسيديم در خونه از ماشين پياد ميشيم روز از نو روزي از نو بيدار ميشي اما چ.ن ميگذرد غمي نيست.
قند عسل ميدوني خيلي خوشكل و زيبا هستي امروز 4.800كيلو گرم بودي قدتم 58 س.م بود نازنين مريم دوست دارم اما هنوز ختنه نشدي دلم ميسوزه ميگم گناه داري آخي نازي اما ايراد نداره بايد بشي گل من ...
امروزو به خاطر چله مهمون داريم آقاجون اينا اما آقا جون نيسش رفته سر كار .ناناز ديگه وقتتو نميگيرم آخه مامانم داره صدام ميزنه خوب بخوابي پسر گلم اشا الله زود بزرگ شي و داستانهاي مامانو ببيني.
ادامه مطلب...
سلام پسرم خوش اومدي به خونه خودت بالاخره روز موعود رسيد و به دنيا اومدي با خودت شادي رو به ارمغان اوردي .
پسر گلم امروز 40 روز از تولدت ميگذره ببخش كه توي اين 40 روز نتونسم باهات حرف بزنم خيلي دلم ميخواست كه بنويسم برات اما شرايط مساعد نبود. ميدوني خيلي دوست دارم آخه وجودت به تمام زندگيمو تغيير داد نه تنها منو بلكه بابا يتو تلاش براي خوشبخت شدن تشكيل يه زندگي جديد .عزيزم توي دوران بارداريم خيلي به اين روزا فكر ميكردم واقعا كه اين روزا برام شيرينم هرشب كه ميخوابم به اميد ديدن تو در صبح ديگر چشمام رو روي هم ميزارم و هر صبح با صداي ناز تو از خواب بيدار ميشم نازنين من خيلي عزيزي برام الان كه دارم برات مينويسم تو كوچولوي من تو خواب نازي رو تختت خوابيدي دوست دارم. امروز هم آقا سامان وهم ماماني بايد غسل چله بدن منم منتظرم بيدار شي هردومون با هم غسل بديم عزيزم اين روزا بهترين روزاي زندگي منه ميدوني مادر بزرگم الان 40 روزه كه با منو تو زندگي ميكنه مادر بزرگ پسرم رو خيلي دوس داره ميگه حتي از بچه خودمم عزيزتري منم دوس دارم تو زود بزرگ شي حال مادر بزرگ رو احساس كنم .
پسرم كم كم داريم به عروسي عمو جونت نزديك ميشيم قراره قبل از رمضون جشن بگيرن خيلي خوشحال ميشي نه همسايه جديد مياد كنارمون اما بابا بايد دنبال يه محل كار تازه باشه واسه همينه كه اين روزا حسابي خسته ميشه دوست دارم قند عسل.
بووووووووووووووووووس
پسر گلم امروز 40 روز از تولدت ميگذره ببخش كه توي اين 40 روز نتونسم باهات حرف بزنم خيلي دلم ميخواست كه بنويسم برات اما شرايط مساعد نبود. ميدوني خيلي دوست دارم آخه وجودت به تمام زندگيمو تغيير داد نه تنها منو بلكه بابا يتو تلاش براي خوشبخت شدن تشكيل يه زندگي جديد .عزيزم توي دوران بارداريم خيلي به اين روزا فكر ميكردم واقعا كه اين روزا برام شيرينم هرشب كه ميخوابم به اميد ديدن تو در صبح ديگر چشمام رو روي هم ميزارم و هر صبح با صداي ناز تو از خواب بيدار ميشم نازنين من خيلي عزيزي برام الان كه دارم برات مينويسم تو كوچولوي من تو خواب نازي رو تختت خوابيدي دوست دارم. امروز هم آقا سامان وهم ماماني بايد غسل چله بدن منم منتظرم بيدار شي هردومون با هم غسل بديم عزيزم اين روزا بهترين روزاي زندگي منه ميدوني مادر بزرگم الان 40 روزه كه با منو تو زندگي ميكنه مادر بزرگ پسرم رو خيلي دوس داره ميگه حتي از بچه خودمم عزيزتري منم دوس دارم تو زود بزرگ شي حال مادر بزرگ رو احساس كنم .
پسرم كم كم داريم به عروسي عمو جونت نزديك ميشيم قراره قبل از رمضون جشن بگيرن خيلي خوشحال ميشي نه همسايه جديد مياد كنارمون اما بابا بايد دنبال يه محل كار تازه باشه واسه همينه كه اين روزا حسابي خسته ميشه دوست دارم قند عسل.
بووووووووووووووووووس
ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۱ تير ۱۳۹۰ توسط مامان مريم موضوع:
پسرم خوش اومدي
سلام عزيزم خوبي خوشكل
مادر.دلم ديگه طاقت دوريتو نداره دوس دارم هرچه زودتر ببينمت بابايي هم
همينطوره اصلا همه اينطوريا . ماماني امروز 4 شنبه است هفته ديگه اين موقع
مامان رو تخت خوابيده و منتظر اومدن توه عزيزم دوست دارم خيلي خوشحالم كه
داري مياي خونه ما عاليه عزيزم..... دوست دارم.
ميدوني چيه الان كه دارم اينو تايپ ميكنم خيلي داري غل ميخوري يعني اينكه داري به مامان ميگي توهم طاقتت تموم شده دوس داري منو بابايي ودايي محمد رو ببيني راسي من يادم نبود بگم از وقتي مامان ازدواج كرده دايي محمد با مامان زندگي ميكنه با اومدنت ما يه خانواده 4نفره رو تشكيل ميديم ميدونم عاليه من تو بابا دايي محمد 20 -20 .عزيزم اين روزا خيلي مواظب باش تا اين هفته هم به سلا متي بگذره دوس ندارم كوچيك ترين مشكل رو داشته باشي دردت بجونم ماماني.
سامان يعني اين جوري كه مامان و بابادوست دارن تو هم دوسشون داري ؟نميدونم در هر صورت ما كه مخلصيم.
راستي مادرجونم حالش بهتر شده اومده خونه ديگه نميخواد نگران باشي عروسكم.
عزيزم ديگه دير وقته بايد بخوابي منم برم استراحت بكنم شب بخير ناناز من شب خوش ......................
..............................بوس شب به خير ....................................
بوسس
ميدوني چيه الان كه دارم اينو تايپ ميكنم خيلي داري غل ميخوري يعني اينكه داري به مامان ميگي توهم طاقتت تموم شده دوس داري منو بابايي ودايي محمد رو ببيني راسي من يادم نبود بگم از وقتي مامان ازدواج كرده دايي محمد با مامان زندگي ميكنه با اومدنت ما يه خانواده 4نفره رو تشكيل ميديم ميدونم عاليه من تو بابا دايي محمد 20 -20 .عزيزم اين روزا خيلي مواظب باش تا اين هفته هم به سلا متي بگذره دوس ندارم كوچيك ترين مشكل رو داشته باشي دردت بجونم ماماني.
سامان يعني اين جوري كه مامان و بابادوست دارن تو هم دوسشون داري ؟نميدونم در هر صورت ما كه مخلصيم.
راستي مادرجونم حالش بهتر شده اومده خونه ديگه نميخواد نگران باشي عروسكم.
عزيزم ديگه دير وقته بايد بخوابي منم برم استراحت بكنم شب بخير ناناز من شب خوش ......................
..............................بوس شب به خير ....................................
بوسس
ادامه مطلب...
سلام
سامي جون... خوبي ميدونم .چون حست ميكنم عزيزم فقط چند روزي تا روز موعود
مونده 9 روز ديگه دكتر گفته بايد سزارين شي اما بين خودمون بمونه من از عمل
ميترسم حاضرم درد طبيعي رو به جون بخرم اما عمل نشم اما خارج از اينا هر
چي كه خدا بخواد همون ميشه .
عزيزم اين روزا شمارش معكوس شروع شده بابايي ماماني آقاجون مادر جون (البته جفتشون) همه ميگن حوصله مون سر رفت پس مامان سامان. سامان كي ميادش منم ميگم قراره12 خرداد دنيا بياد خلا صه اين دنيا همه به فكر تو ان اما اون ور دنيا چي دوس دارم بدونم شما كوچولو ها به چي فكر ميكنين اصلا فكر ميكنين سامان جون فردا 3خرداد روز مادره اما مامان ناراحته ميدوني چرا آخه مامانم تو بيمارستان بستريي منم از اون دورم الانم خاله زهرا پيششه اما هر چي زنگ ميزنم در دسترس نيست نميدونم چيكار كنم مامان منم خيلي سختي كشيده نميدونم من براش دختر خوبي بودم يانه با اين تفاصيل دوست دارم كه تو واسه من و پدرت بهترين بشي .
دوس داشتم يگم بتعريف كه تو هم بگي اما نميشه ولي بعدها بايد برام بتعريفي جونم ميدوني چققدر مشتاقم بياي اين دنيا بغلت كنم ببوسمت دلم آب ميره وقتي بهش فكر ميكنم .ميدوني چيه باباب ميگفت دوس داري بكه سامان چيو بهت هديه كنه منم گفتم سامان هديه اي از طرف خداست چي بهتر از اين كه خودش و سلامتيش نصيبم بشن.
اين روزا خيلي تنم درد ميكنه حركتت كند شده مثل قبل ديگه تو شكم مامان ورجه وورجه نمي كني گه گاهي ميترسم ميگم نكنه اتفاقي بيفته اما بازم خير ميگذره عزيزم خيلي دوست دارم خيلي وقتت رو بيشتر از اين نمي گيرم مواظب خودت باش تا سالم دنيا بياي ok باشه گلم ييه بوس بده مادر جونم چه رويايي بود اينم از طرف من
kisssssssssssssعزيزم اين روزا شمارش معكوس شروع شده بابايي ماماني آقاجون مادر جون (البته جفتشون) همه ميگن حوصله مون سر رفت پس مامان سامان. سامان كي ميادش منم ميگم قراره12 خرداد دنيا بياد خلا صه اين دنيا همه به فكر تو ان اما اون ور دنيا چي دوس دارم بدونم شما كوچولو ها به چي فكر ميكنين اصلا فكر ميكنين سامان جون فردا 3خرداد روز مادره اما مامان ناراحته ميدوني چرا آخه مامانم تو بيمارستان بستريي منم از اون دورم الانم خاله زهرا پيششه اما هر چي زنگ ميزنم در دسترس نيست نميدونم چيكار كنم مامان منم خيلي سختي كشيده نميدونم من براش دختر خوبي بودم يانه با اين تفاصيل دوست دارم كه تو واسه من و پدرت بهترين بشي .
دوس داشتم يگم بتعريف كه تو هم بگي اما نميشه ولي بعدها بايد برام بتعريفي جونم ميدوني چققدر مشتاقم بياي اين دنيا بغلت كنم ببوسمت دلم آب ميره وقتي بهش فكر ميكنم .ميدوني چيه باباب ميگفت دوس داري بكه سامان چيو بهت هديه كنه منم گفتم سامان هديه اي از طرف خداست چي بهتر از اين كه خودش و سلامتيش نصيبم بشن.
اين روزا خيلي تنم درد ميكنه حركتت كند شده مثل قبل ديگه تو شكم مامان ورجه وورجه نمي كني گه گاهي ميترسم ميگم نكنه اتفاقي بيفته اما بازم خير ميگذره عزيزم خيلي دوست دارم خيلي وقتت رو بيشتر از اين نمي گيرم مواظب خودت باش تا سالم دنيا بياي ok باشه گلم ييه بوس بده مادر جونم چه رويايي بود اينم از طرف من
booooooooooooooooooooooooossssssssssssssssssssssssssssssssssssssss
|
|
ادامه مطلب...
سلام خوشكل مامان به خدا هنوز چيزي نشده منو شرمنده خودت كردي من 2 مرتبه برات نوشتم اما به خدا نشد لحظه ثبت ايراد داشت .
خوب خوبي عزيزم من روز به روز بيشتر نگرانم ميترسم نميدونم چرا اما اينو ميدونم كه دوست دارم هرچه زود تر اين روزا بگذره و روي ماه تورو ببينم خيلي دلتنگت شدم جوجه كوچولوي من بابا هم مثل مامان بيقرار شده دوست داره هرچه سريعتر ببينتت هرروز ميگه سامان كي دنيا مياد منم ميگم واي خوب مياد امروز داشتيم با بابا جون چك ميكرديم حالا تو 33 هفته و4روزه شدي خيلي خوشحالم چون كمتر از 2 ماه ديگه ميبينمت.
كوچولوي من نميدونم الان چن كيلويي اما 20 فروردين تقريبا 2 كيلو بودي خدا كنم كه سالم و سر حال باشي نميخوام يه كوچولو مكل داشته باشي .واي خوشمل مامان اين روزا خيلي سخت شده اومدي تقريبا زير معده مامان به قفسه سينه ام فشار مياد شوخي كردم راحت باش ماماني
فرضيات من
وزن 3.600
قد.52س.م
رنگ چشم.قهوه اي روشن
رنگ مو.مشكي
جنس مو.كمي زبر
چشم.تقريبا بادمي كشيده شبيه دايي محمد
ابرو.مشكي پيوند
لب.درشت
بيني .بازم بيني دايي محمد
خوب اينم از فرضيات من خوب اميدوارم كه همه بچه ها برا مامان باباهاشون خوب باشن و تو هم بهترين باشي برا ما چون تقريبا همه زندگي من و پاپا شدي دوست دارم 2 كيلويي من البته تا 20 فروردين حالا رو نميدونم اما ميدونم بشدت فضولي ميخوام توي چند روز آينده عكساي سونو تو برات بفرستم تا بزرگ شدي ببيني چقد بودي و چي شدي خوب مامان جون كم كم بايد برم بعدا ميام .
..... بووووووووووووووووووووووس......
خوب خوبي عزيزم من روز به روز بيشتر نگرانم ميترسم نميدونم چرا اما اينو ميدونم كه دوست دارم هرچه زود تر اين روزا بگذره و روي ماه تورو ببينم خيلي دلتنگت شدم جوجه كوچولوي من بابا هم مثل مامان بيقرار شده دوست داره هرچه سريعتر ببينتت هرروز ميگه سامان كي دنيا مياد منم ميگم واي خوب مياد امروز داشتيم با بابا جون چك ميكرديم حالا تو 33 هفته و4روزه شدي خيلي خوشحالم چون كمتر از 2 ماه ديگه ميبينمت.
كوچولوي من نميدونم الان چن كيلويي اما 20 فروردين تقريبا 2 كيلو بودي خدا كنم كه سالم و سر حال باشي نميخوام يه كوچولو مكل داشته باشي .واي خوشمل مامان اين روزا خيلي سخت شده اومدي تقريبا زير معده مامان به قفسه سينه ام فشار مياد شوخي كردم راحت باش ماماني
فرضيات من
وزن 3.600
قد.52س.م
رنگ چشم.قهوه اي روشن
رنگ مو.مشكي
جنس مو.كمي زبر
چشم.تقريبا بادمي كشيده شبيه دايي محمد
ابرو.مشكي پيوند
لب.درشت
بيني .بازم بيني دايي محمد
خوب اينم از فرضيات من خوب اميدوارم كه همه بچه ها برا مامان باباهاشون خوب باشن و تو هم بهترين باشي برا ما چون تقريبا همه زندگي من و پاپا شدي دوست دارم 2 كيلويي من البته تا 20 فروردين حالا رو نميدونم اما ميدونم بشدت فضولي ميخوام توي چند روز آينده عكساي سونو تو برات بفرستم تا بزرگ شدي ببيني چقد بودي و چي شدي خوب مامان جون كم كم بايد برم بعدا ميام .
..... بووووووووووووووووووووووس......
ادامه مطلب...